محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

285

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

--> - قوم گمان مىكنند كه ما از انبيا هستيم . سپس گفت : خدايا ! اگر در شكم اين زن باد هست ، همين الان آن‌را خارج كن . اگر در شكمش دختريست آن‌را به پسر تبديل كن همانا كه تو : « يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ ؛ رعد : 39 » : خدا آنچه را بخواهد محو يا اثبات مىكند ، و اصل كتاب نزد اوست . سپس دستهايش را بلند كرد ، مردم نيز دستها را بالا آوردند ، آن فرستاده نزد شوهر زن آمد و گفت : همسرت را درياب ، مرد رفت و مالك دستهايش را پايين نياورد تا وقتى كه مرد بر در مسجد ظاهر شد در حالى كه پسر بچه‌اى 4 ساله با موهاى كوتاه و مجعد و دندانهايى مرتب و منظم كه بند نافش بريده نشده بود ، روى دوشش قرار داشت . مراجعه كنيد به السنن الكبرى بيهقى : 7 / 443 . اى دكتر عواجى كه عضو هيئت علمى دانشگاه اسلامى مدينه نبوى هستى ، اى دكتر بركات دويدار ، عضو هيئت علمى دانشگاه طنطا ، اى دكتر زغبى ، و اى دكتر فرغل و دكتر احمد على عجيبه و . . . نمىدانيم كه آيا تحقيقاتتان به اينجا رسيده است كه اين دالانهاى پيچ در پيچ و خرافات و اسطوره‌هاى پيرزنان ، مانند ضرب المثل « چشم رضايت از ديدن هر عيب و نقصى ، عاجز و ناتوان است » است ، يا چيز ديگرى هست كه ما از آن بىخبريم ؟ پاسخمان را بدهيد . چرا در تاريكى به‌سر مىبريد يا مانند شخص يك چشم ، زندگى مىكنيد ، درحاليكه در قرن بيست و يكم به‌سر مىبريم ، عصر پيشرفت‌هاى عظيم علمى و اينترنت ! در تحقيقاتتان چيزهايى به‌كار مىبريد كه برعامه مردم تأثيرگذار است و آنان‌را به كينه‌توزى شديد عليه جمع كثيرى از مسلمانان مىكشاند ، به همين دليل مىبينيم ، اغلب كسانىكه دنباله‌رو شما هستند ، افرادى سبك مغزند و با اندك بصيرتى ، چه در گذشته و چه در زمان حال ، در پى تفرقه‌افكنى ميان مسلمانان و انتشار فتنه ، بوده و هستند . سپس از شما مىپرسيم اگر وجدان علمى داريد ، بگوييد چگونه عصاى اسيد بن حضير به شعله چراغى مبدل شد و راه را براى او روشن كرد تا در آن شب ظلمانى به منزل برسد ولى عصاى فلانى به چنين چيزى تبديل نشد در حالى كه در زندگينامه‌اش كه در كتب -